تبليغاتX
جوجو می خورمت
یکی بود یکی نبود....
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


جوجو می خورمت






+ نوشته شده در  87/04/10ساعت 18:26  توسط جو جو  | 


در کتاب چهار فصل زندگی          

 صفحه ها پشت سر هم می روند

هر یک از این صفحه ها یک لحظه اند

لحظه ها با شادی و غم میروند

آفتاب و ماه یک خط در میان

گاه پیدا و گاه پنهان می شوند

شادی و غم نیز هر یک لحظه ای

بر سر این سفره مهمان می شوند

+ نوشته شده در  87/04/06ساعت 20:54  توسط جو جو  | 


ای که از خوبیه خودبی خبری

 به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتری 

+ نوشته شده در  87/04/06ساعت 20:23  توسط جو جو  | 


محبت آتش بر جانم افروخت

که تا روز قیامت بایدم سوخت

اگر خواهی بیاموزی محبت

محبت باید از ماهی بیاموخت

چو از آتش برون آری بمیرد 

اره درسته

+ نوشته شده در  87/04/06ساعت 20:8  توسط جو جو  | 


زندگی یک نقشه ی جغرافیا ست

روزگار ما که هموار و سیاست

انتهای قصه ی ما ابتداست

+ نوشته شده در  87/04/05ساعت 22:59  توسط جو جو  | 


راز های سینه ام را تک به تک  من نگویم  با کسی جز قاصدک

قاصدک این همدم تنهایی من این شریک شادی و غمهای من

قاصدک قلبش پر از ناگفته هاست او که با راز دل من اشناست

قاصدک ساکت ولیکن بی صداست سینه اش پر از صدای سینه هاست

 

+ نوشته شده در  87/04/05ساعت 22:27  توسط جو جو  |